شما اینجا هستید:صفحه اصلی » آرشيو عكس » ۱۳ رجب المرجب سالروز ولادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد(۱۲ فروردین سال ۱۳۹۴)

۱۳ رجب المرجب سالروز ولادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد(۱۲ فروردین سال ۱۳۹۴)

۱۳ رجب المرجب سالروز ولادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد(۱۲ فروردین سال ۱۳۹۴)

۱۳ رجب المرجب و مولود مبارک کعبه (ع)

میلاد مبارک امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام را تبریک عرض می نماییم.

 

حضرت علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف علیه السلام در سیزده رجب المرجب سال سی ام عام الفیل ، یعنی ۲۳ سال پیش از هجرت نبوی (ص) در درون کعبه معظمه دیده به جهان گشود.

پدرش ابوطالب بن عبدالمطلب ،  با عبدالله بن عبدالمطلب پدر حضرت محمد رسول الله(ص) ، برادر اعیانی و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عایذ مخزومی بود.

مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف بود . وی از جمله بانوان گروه نخست بود که به پیامبر(ص) ایمان آورد و مسلمان شد و رنج های ایام حضور در مکه را به همراه همسر و خانواده اش متحمل گردید و در هنگام هجرت پیامبر (ص)، وی نیز به مدینه هجرت نمود و در همین شهر مقدس بدرود حیات گفت و پیامبر (ص) با پیراهن خود وی را کفن کرد ، تا بدین وسیله او را از گزند گزندگان زمین و هم از آسیب قبر در امان نگه دارد و اقرار به ولایت فرزندش علی بن ابی طالب(ع) را به وی تلقین کرد ، تا هنگام پرسش نکیرین ، به راحتی پاسخشان دهد. رسول خدا(ص) ، او را بدین طریق احترام کرد و از این فضل عظیم برخوردار ساخت.

ابوطالب(ع) و همسرش فاطمه بنت اسد(س) برای پیامبر (ص) و گسترش دین مبین اسلام تلاش های زیادی به عمل آورده و رنج ها و سختی های فراوانی متحمل گردیدند.

از زمانی که حضرت عبدالمطلب(ع) وفات یافت، کفالت نواده یتیمش محمد بن عبدالله(ص) بر عهده عمویش ابوطالب(ع) افتاد و وی آن حضرت را تا آخر عمرش (به مدت ۴۴ سال) سرپرستی و پشتیبانی نمود و از عقاید و افکارش حمایت کرد.

ابوطالب(ع) و فاطمه بنت اسد(س) ، در نگهداری پیامبر (ص) چنان عمل می کردند  که وی را بر فرزندان خود ترجیح می دادند و به او بهتر و بیشتر می رسیدند.

به همین لحاظ پیامبر (ص) ، با وجود آن دو مهربان ، احساس یتیمی نمی کرد و جای پدر و مادر خویش را خالی نمی دید.

حضرت علی(ع) و برادران و خواهرانش ، نخستین کسانی بودند که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر ، هاشمی بودند.

کنیه های امام علی(ع) عبارت است از: ابوالحسن ، ابوالحسین ، ابوالحسنین ، ابوالسبطین و الریحانتین و ابوتراب.

معروف ترین کنیه هایش ابوالحسن و ابوتراب می باشد.

القاب آن حضرت عبارتند از: امیرالمؤمنین ، سیدالوصیین ، سیدالمسلمین ، سیدالاوصیاء ، سیدالعرب ، خلیفه رسول الله ،  امام المتقین ، یعسوب المؤمنین ، صهر رسول الله ، حیدر ، مرتضی ، وصی و …

تولد مبارکش در شهر مکه معظمه و در داخل خانه خدا (کعبه) واقع گردید.

تولد در خانه کعبه ، فضیلتی ویژه حضرت علی(ع) است و خدای متعال جل و علی ، تنها وی را به چنین امتیازی کرامت نمود.. نه پیش از او  و نه پس از او ، برای هیچ کسی چنین فضیلتی پدید نیامده است.

علی علیه السلام مواعظی دارند و حکمت هائی و پیام ها و سخنانی چه مبسوط و چه قصار و ما در اینجا بعنوان حدیث یا پند ضمن برشمردن تفاوت موعظه و حکمت ، سؤال و پاسخ علی (ع) در مورد ظلم به او در خلافتش پس از پیامبر(ص) بدون شرح و نهایتا نظرات علی(ع) در مورد یکی از خصلت های ناپسند انسان (تند خوئی)را با شرحی کوتاه میآوریم که مورد عنایت پیروان ایشان قرار گیرد خصوصاً اینکه حوادث روزگار ما بدانجا رسیده است که یاران علی(ع) و انقلاب بیشتر با این خصوصیت ناپسند همدیگر را تا دشمنی و دور شدن از اولیاء دین پیش میرانند.

۱ ) تفاوت موعظه و حکمت:

تفاوت موعظه و حکمت در اینست که حکمت تعلیم است و موعظه تذکر ،حکمت برای آگاهی است و موعظه برای بیداری ، حکمت مبارزه با جهل است وموعظه مبارزه با غفلت ، سر و کار حکمت با عقل و فکر است و سر و کار موعظه با دل و عاطفه ، حکمت یاد می‏دهد و موعظه یادآوری می‏کند ، حکمت برموجودی ذهنی می‏افزاید و موعظه ذهن را برای بهره برداری از موجودی خود آماده می‏سازد ، حکمت چراغ است و موعظه باز کردن چشم است برای دیدن ، حکمت برای اندیشیدن است و موعظه برای به‏ خود آمدن ، حکمت زبان عقل است و موعظه پیام روح . از اینرو شخصیت‏ گوینده در موعظه نقش اساسی دارد ، بر خلاف حکمت . در حکمت روح ها بیگانه وار با هم سخن می‏گویند و در موعظه حالتی شبیه جریان برق که یک‏ طرف آن گوینده است ، و طرف دیگر شنونده به وجود می‏آید و از این رو در اینگونه از سخن است که” اگر از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل “، و گرنه از گوش شنونده تجاوز نمی‏کند . درباره سخنان موعظه‏ ای گفته شده‏ است : ” الکلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج من اللسان لم‏ یتجاوز الاذان” سخن اگر از دل برون آید و پیام روح باشد در دل نفوذ می‏کند اما اگر پیام روح نباشد و صرفا صنعت لفظی باشد از گوشها آنطرف تر نمی‏رود.

۲ ) سؤال و جواب خلافتی:

مردی از بنی اسد از اصحاب علی ( ع ) از آن حضرت می‏پرسد :چطور شد که قوم شما ، شما را از خلافت باز داشتند و حال آنکه شما شایسته ‏تر بودید ؟
امیرالمؤمنان ( ع ) به پرسش او پاسخ گفت . این پاسخ همان است که به‏عنوان خطبه ۱۶۰ در نهج البلاغه مسطور است ، علی ( ع ) صریحا در پاسخ فرمودند در این جریان جز طمع و حرص از یک طرف ، و گذشت (بنا به مصلحتی ) ازطرف دیگر ، عاملی در کار نبود :

این سؤال و جواب در دوره خلافت علی ( ع ) ، درست در همان زمانی که‏ علی ( ع ) با معاویه و نیرنگ های او درگیر بود واقع شده است ،امیرالمؤمنین ( ع ) خوش نداشت که در چنین شرائطی این مساله طرح شود ،لهذا به صورت ملامت گونه‏ ا ی قبل از جواب به او گفت ، که آخر ، هر پرسش ی‏جائی دارد ، حالا وقتی نیست که درباره گذشته بحث کنیم ، مساله روز ما مساله معاویه است و هضم الخطب فی ابن ابی سفیان . . . اما در عین حال‏ همانطور که روش معتدل وهمیشگی او بود از پاسخ دادن و روشن کردن حقایق گذشته‏ خودداری نکرد .

در خطبه ” شقشقیه ” صریحا می‏فرماید : حق موروثی‏ خود را می‏دیدم که به غارت برده می‏شود .بدیهی است که مقصود از وراثت ، وراثت فامیلی و خویشاوندی نیست ، مقصود وراثت معنوی و الهی است.

۳ ) حدیثی از علی علیه السلام ، برای پیروانش :

الحده ضرب من الجون لان صاحبها یندم فاان لم یندم فجنونه مستحکم .
ح /۲۵۵
ترجمه: تندخوئى یک نوع دیوانگى است  زیرا تندخو پشیمان میشود، و اگر پشیمان نشود، دیوانگى اش پابرجا و پایدار شده است .
شرح : شخص تندخو، نمیتواند بر اعصاب خود مسلط باشد، و اعمال و رفتار خود را مهار کند. در نتیجه هنگام خشم و تند خوئى دست به کارهائى که عقل سالم انجام آن را نمى پذیرد میزند ، زبان به بى ادبى و فحاشى مى گشاید، دست به شکستن و پاره کردن و دور ریختن چیزهاى مختلف مى زند. با دیگران نزاع و کتک کارى میکند و باعث زخم و جراحت خود یا دیگران مى شود چه بسا دیده شده که خشم و تند خوئى یک نفر. باعث نزاع دسته جمعى خانواده و دوستانش شده  و سرانجام در میان آنها جنایت و فاجعه ئى رخ داده   یا زیان و خسارت جبران ناپذیر دیگرى پیش آمده است .
وقتى شخص تندخو، در حالت خشم به سر مى برد و باعث ایجاد چنین مشکلات و مصیبت هائى میشود، حالت او شبیه نوعى دیوانگى است . زیرا او  درآن لحظات  مانند دیوانگان بر اعصاب خود تسلط ندارد و متوجه نیست که مرتکب چه کارهائى میشود .
البته شخص تندخو، پس از فرونشستن خشم   از کارهایى که انجام داده پشیمان میشود و همین پشیمانى  نشان میدهد که وى  سر عقل آمده و متوجه زشتى آن کارهاى دیوانه وار خود شده است . یعنى خود او هم متوجه مى شود که در آن لحظات خشم  نوعى دیوانگى زود گذر گریبانش را گرفته و سپس رهایش کرده است .
اما اگر کسى باشد که پس از فرونشستن خشم نیز، از انجام آن کارهاى زشت پشیمان نشود، معلوم میشود که آن حالت دیوانگیش زودگذر و موقتى نیست  بلکه دیوانگى براى همیشه  در وجود او، باقى و پابرجا مانده است .

منبع: منبع اول، منبع دوم، منبع سوم

کپی شده از سایت تراکمه http://terakmeh.com

درباره نویسنده

تعداد مطالب : 32

نظر بدهید

تمامی حقوق این سایت متعلق به هیئت زتجیر زنان محله نوبر تبریز می باشد.

WordPress SEO fine-tune by Meta SEO Pack from Poradnik Webmastera
بالای سایت